آخرین مطالب
خانه » کوثر وجود » کوثر وجود قسمت ۴۱ الی ۵۰

کوثر وجود قسمت ۴۱ الی ۵۰

 

کوثر وجود ۴۱
ذو الطول 
غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِیدِ الْعِقَابِ ذِی الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ (غافر/۳)
خداوند بخشنده گناهان و قبول کننده توبه، سخت کیفر دهنده و صاحب نعمت است که معبودی جز او نیست و بازگشت همه به سوی اوست.

واژه طول از (ط ـ و ـ ل) به معنای فضل و منت و گاه خیر زیاد است  و ذوالطول یعنی صاحب فضل، میباشد.
این نام مبارک از اسمای حسنای الهی است و (به معنای کسی است که انعام و بخشش او طولانی است.) 
کرامت و بزرگواری، رحمت و عطوفت و خزانه پر برکتش اقتضا میکند که بر بندگان و روزی خواران خود پیوسته نعمتهای گوناگون ببخشد و آنها را از رحمت و نعمت خود بهرمند گرداند.
نام مبارک ذوالطول یکبار (در آیه فوق) در قرآن مجید آمده  است.

کوثر وجود ۴۲
ذو انتقام 
وَ اللَّهُ عَزیزٌ ذُو انْتِقامٍ (آل عمران/۴)
والله مقتدری با انتقام است.

واژه انتقام از(ن ـ ق ـ م) به معنای عقوبت است و علامه طباطبایی در المیزان مینویسد انتقام خداوند به معنای مجازات بدکاران متناسب با اعمال آنان است و لازمه این معنا آن نیست که حتماً غرض از انتقام داغ دل گرفتن باشد مانند داغ دل گرفتن که معمولاً انتقام-های معمولی بین ما است. از آن جا که بدی بدکاران در میان ما انسانها باعث ضرر(ناراحتی) برای ما میشود، ما با مجازات آن‌ها می‌خواهیم قلب خود را التیام دهیم و چون نمیتوانیم ضرری که بدکار متوجه ما کرده جبران کنیم لااقل داغ دلی از وی بگیریم.  و این معنا با ذات پاک خداوند تفاوت اساسی دارد.
نام مبارک ذوانتقام از اسمای حسنای الهی است او ملیک مقتدری است که بزرگی و کبریایی او با خطا و گناه بندگانش هرگز آسیبی نمیبیند که بخواهد مقابله کند بلکه عدالت او حکم میکند که ظالم و گناهکار را عقوبت کرده و به مجازات برساند تا حقّ مظلوم ادا گردد. و انتقام او از ظالم گرفته شود. این نام مبارک چهار بار در آیات الهی تکرار شده است.

کوثر وجود ۴۳

ذو الفضل العظیم 
وَالله‌ُ یَخْتَص‌ُّ بِرَحْمَتِه‌ِ مَن‌ْ یَشَاءُ وَالله‌ُ ذُو الْفَضْل‌ِ الْعَظِیم‌ِ (بقره/۱۰۵)
خداوند به فضل و رحمت خود هر که را بخواهد مخصوص میگرداند و او صاحب فضل عظیم است.

واژه فضل از (فـ ضـ ل) افزون بر کم یا در گذشتن از حد اعتدال در کار یا چیزی را گویند  و ذوالفضل به معنای صاحب فضل و از اسمای حسنای الهی است.این نام مبارک برازنده آن خداوندی است که با کرم و بزرگواری خود از بندگانش هر که را بخواهد مورد رحمت خاص خود قرار میدهد.  او گناهان شما را میپوشاند و شما را می¬آمرزد  و فضل و رحمت تنها به دست اوست.  
این نام مبارک ۷ بار در آیات الهی تکرار شده است.

کوثر وجود ۴۴
ذو القوه
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّهِ الْمَتینُ (الذاریات/۵۸)
البته خداوند صاحب قدرت و اقتدار ابدی است.

واژه قوّت از(ق ـ و ـ ی) به معنای قدرت و همچنین آمادگی برای چیزی استعمال شده است.  و ذوالقوه به معنای صاحب قدرت و از اسمای حسنای الهی است. این نام مبارک برای خداوندی است که دارای توانایی، استواری و اقتدار ابدی و همیشگی است او توانائی است که بر زورمداران و قدرتمندان عالم تحت قدرت و سیطره حکومت اویند و هرگز کسی را توان فرار از حکومت او نیست. و هرگز ضعف و نقص و سستی در ذات پاک او راه ندارد. نام نیکوی ذوالقوه یک بار (آیه فوق) در قرآن مجید آمده  است.

کوثر وجود ۴۵
ذوالجلال و الاکرام

وَیَبْقَى وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ (الرحمن/۲۷)
و ذات پاک پروردگار بلند مرتبه و گرامی تو پیوسته زنده و باقی است.
واژه جلال از مصدر (ج ـ ل ـ ل) به معنای والایی و بزرگی شأن و مقام و ذوالجلال یعنی صاحب بزرگی و مقام  است. آیت الله طباطبایی مینویسد: «در کلمه جلال چیزی از معنای اعتلا و اظهار رفعت خوابیده البته رفعت و اعتلای معنوی، در نتیجه در مورد خداوند جلالت با صفاتی که در آن بویی از دفع و منع هست، سر و کار و تناسب دارد مانند صفت علو، تعالی، عظمت، کبریا، تکبر، احاطه، عزت و غلبه، خوب وقتی همه این معانی در کلمه (جلال) خوابیده، باید دید برای کلمه (اکرام) چه باقی میماند؟ برای این کلمه از میان صفات خداوند آن صفاتی باقی میماند که بویی از بهاء و حسن میدهد. بهاء و حسن که دیگران را واله و مجذوب میکند. صفات علم، قدرت، حیات، رحمت و جود، جمال و حُسن و از این قبیل صفات که مجموع آنها را صفات جمال میگویند. همانطور که دسته اول را صفات جلال می-نامند و اسمای خدایی را به این دو قسم تقسیم نمودهاند بنابراین نام مبارک ذوالجلال و الاکرام نامی از اسمای حسنای خدا است که به مفهوم خود، تمامی اسمای جلال و اسمای جمال خداوند را در برمیگیرد.» 
این نام مبارک برای خداوندی است که وجود پاک و بلند مرتبه او از هر عیب و نقصی دور و به همه مخلوقات خود انعام و اکرام فراوان دارد. نام مبارک ذوالجلال و الاکرام دوبار در آیات الهی قرآن مجید آمده است.

کوثر وجود ۴۶
ذوالمعارج
مِن‌َ الله‌ِ ذِی‌ الْمَعَارِج‌ِ (معارج/۳)
(عذاب) از طرف خداوندی است که (در درگاهش برای فرشتگان) درجاتی دارد.

واژه معارج جمع(معرج) است از (ع ـ رـ ج) که مفسرین آن را به آلت صعود یعنی نردبان معنا و به مقامات ملکوت که فرشتگان هنگام مراجعه به درگاه خدای سبحان به آن‌ها عروج میکنند، تفسیر کردهاند.
پس خدای سبحان معارجی از ملکوت و مقاماتی از پایین به بالا دارد که هر صاحب مقام بالاتر، از مقام پایینتر خود شریفتر است و ملائکه و روح هر یک بر حسب قُربی که به خداوند دارند در آن مقامات بالا میروند و این مقامات حقّایقی ملکوتی هستند نه چون مقامات دنیا وهمی و اعتباری.
بعضی دیگر معارج را مقامات قربی میدانند که مؤمنین با ایمان و عمل صالح خود به آن مقامات ارتقاء مییابند.  نام مبارک ذوالمعارج از اسمای حسنای الهی است که تنها یک بار در آیات الهی(آیه فوق) به کار رفته و شایسته خداوندی است که در آسمانهای ملکوتی دارد که تدبیر کنندگان امر او یعنی فرشتگان به آن رفت و آمد نموده و تا عرش الهی برای دریافت فرامین و اجرای آن صعود و نزول دارند.

کوثر وجود ۴۷
رحمن – رحیم
دو واژه رحمن و رحیم از ماده رحمت و ریشه (ر ـ ح ـ م) میباشد. رحمت در لغت به معنای رقت و نرمی و انعطاف نفسـانی است که وقتی برای انسان حاصل میشود، احساس ترحم نموده و به کمک و یاری میپردازد. اما در مورد خداوند که ذات پاک او جدای از تغییر و تحول است، رحمت او به معنای افاضه خیر و عنایت و دستگیری نیازمندان است. رحمانیت خداوند عام و فراگیر است هم چون آفتابی که بر همه میتابد و بارانی که بر هر سرزمینی میبارد. مخلوقات او همه در سر این خوان گسترده از نعمات او بهرهمندند و رحمت واسعه او همه هستی را در برگرفته است. 
نام مبارک رحمان ۵۷ بار در آیات الهی به کار رفته است. اما رحیمیت خداوند رحمت خاصی است که در مقابل عذاب و سخط الهی قرار دارد. این رحمت خاص مؤمنان است و توفیق انجام عمل صالح و سرانجام بهشت و رضوان از مظاهر رحمت رحیمیه الهی است. 
مؤمنان در دنیا از رحمت خاص خداوند بهره میبرند و خدای رحیم آنها را از ظلمت به سوی نور هدایت میکند.  همچنین او کریمی است که با رحمت رحیمیه خود مؤمنان را در بهشت مورد خطاب قرار داده به آنها سلام میکند. (سلامٌ قول من رب الرحیم )  و این منتهای رحمت و عنایت اوست. نام مبارک رحیم ۹۵ بار در آیات الهی تکرار شده است.
(هر کس عقب هر فریضه صد مرتبه این دو نام مبارک را تکرار کند لطف الهی شامل حال او گردد. همچنین گفته اند: کسی که هر روز صد بار بگوید (الرّحیم) بر خلق خدا مشفق و مهربان گردد و اگر به نیت 
کسی بخواند، آن کس نسبت به وی مشفق و مهربان شود.) 



کوثر وجود ۴۸
ارحم الراحمین- خیرالراحمین- ذوالرحمه 
فَاللهُ خیرٌ حاقظا وَ هُوَ ارحَمٌ الراحمین  (یوسف/۶۴)
پس او بهترین نگهدار و رحم کنندهترین رحم کنندگان است.
 رَبَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الرَّاحِمینَ (مؤمنون/۱۰۹)
پرودگارا ایمان آوردیم پس ما را بیامرز و بر ما لطف و مهربانی کن که تو بهترین مهربانانی
وَ رَبُّکَ الْغَفُورُ ذُو الرَّحْمَهِ (کهف/۵۸)
و پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است.
نام مبارک ارحم الرّاحمین نیز از (رـ‌حـ‌م) مشتق از رحمت است و به معنای رحم کنندهترین رحم کنندگان میباشد. آیا مهربان تر و رحم کنندهتر از پروردگار تو کسی هست؟ اوست که شفقت و رحمت در دل هر پدر و مادر و کریم و بزرگواری قرار میدهد تا به دیگران رحم کنند و به یاری بندگانش بپردازند. این نام مبارک چهار بار در آیات الهی تکرار شده است و البته خدای تو خیر الراحمین یعنی بهترین رحم کنندگان است و بر همه از کوچک و بزرگ، پیر و جوان و… رحم میکند و میبخشد. نام مبارک خیر الرّاحمین از اسمای حسنای الهی و دوبار در آیات الهی تکرار شده است. نام نیکوی ذوالرّحمه نیز از همین باب بر خداوند یاد شده که با همه رحمت و کرمش البته او ذوالرّحمه است. 
این نام مبارک دوبار در آیات الهی آمده  است.

کوثر وجود ۴۹
رئوف
وَ اللهِ رءوفٌ بِالعِباد (آل عمران/۳۰)
و خداوند نسبت به بندگان مهربان است.

واژه رأفت از ریشه (ر ـ أـ ف) به معنای رحمت است و رؤوف به معنای صاحب رأفت و رحمت میباشد.  
نام مبارک رؤوف از اسمای حسنای الهی است و رأفت او چون رحمانیتش از گستردگی خاصی برخوردار است. او توبه بندگان را میپذیرد و دعایشان را به اجابت میرساند و نیازشان را بر طرف میسازد. 
این نام مبار ک۱۱ مرتبه در آیات الهی آمده است که ۹ مورد آن همراه نام مبارک رحیم میباشد. البته خداوند رؤوف نسبت به مؤمنان و صالحان رحمت و عنایتی خاص دارد.

کوثر وجود ۵۰
ربّ
اَلحَمدُ للهِ ربّ العالمین  (حمد/۲)
حمد و سپاس مخصوص پروردگار جهانیان است.

واژه ربّ از (رـ ب‌ـ ب) و (ربوبیت، سوق دادن شیئی به سمت کمال آن است و ربّ کسی است که شأن او سوق دادن اشیاء به سوی کمال و تربیت آنها میباشد و این صفت به صورتی ثابت در او درآمده باشد. مفاهیمی همچون مالکیت، مصاحبت، سیادت، قیومیت و برآوردن حاجت، تعلیم و تغذیه همه از لوازم و آثار ربوبیت است).  ربّ از اسمای حسنای الهی است که بعضی از ارباب سیر و سلوک این نام مبارک را اسم اعظم خداوند میدانند. نام نیکوی ربّ برازنده پروردگاری است که خود تربیت و هدایت همه موجودات را به عهده دارد. او مالک و صاحب اختیار همه است. او ربّی است که امکانات رشد و پیشرفت در اختیار همه قرار داده تا به نهایت کمال لایق خود برسند. این نام مبارک ۸۴ بار و بیشتر همراه (العالمین) در قرآن مجید آمده است تا توجه ما را به ربوبیت عام و مطلقه خداوند بر همه جهان هستی در دنیا و آخرت و هدایت و نظارت او بر همه ذرات عالم نشان دهد.
 

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*